آموزش زبان عربی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم آبان 1391 توسط ملکی(السیدة) |
سلام

اخیرا از من خواسته شده که متونی رو به عربی ترجمه کنم حیفم اومد که برای شما عزیزانی که دوست دارید عربی یاد بگیرید این مطالب رو نذارم.البته شاید ترجمه ها دقیقا معادل با عربی عرب زبانان نباشد و ایراداتی در آن باشد اما سعی من بر این بوده که حتی الامکان ایرادات را رفع کنم. اساتید و عرب زبانان عزیز برای اصلاح اشکالات احتمالی به من کمک کنند.این همکاری بسیار خوشحالم می کند.

متن فارسی را هم برایتان می آورم تا همزمان ترجمه و نصّ اصلی را داشته باشید:

با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین

مع اطیب التحیات  من اينشتاين


محضر شریف پیشوای جهان اسلام ...جناب سید حسین بروجردی...

وجود الشریف قائد العالم الاسلام ... سماحه سید حسین بروجردی
 
پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی  را پذیرفته ام که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند!
 
بعد أربعین المراسلاتِ التي كنت قد اتخذتُ معک ،لقد قبلتُ تعاليمَ الإسلام والشيعة َالإماميةَ 12 " ان لو یرید کل العالم ان یآسفنی من هذه العقیده لن یستطیعوا أن یجعلنی متشكّكا قليلا.

 
در ادامه ی مطلب لحظه ای با من باش:


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم بهمن 1388 توسط ملکی(السیدة) |

         به گزارش روابط عمومي و امور بين الملل دفتر مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش‌آموزان، همايش «نقد و بررسي كتب عربي» مقطع متوسطه با هدف كسب توانايي فهم متون ديني و اسلامي، ترجمه و فهم قرآن كريم در بين دانش‌آموزان توسط اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان و با مشاركت آموزش و پرورش برگزار شد.
         در اين همايش با طرح اين سئوال كه چرا در مدارس ايران زبان عربي تدريس مي شود،كارشناسان اهداف كلي آموزشي برنامه‌ي درسي زبان عربي را آشنايي با واژگان پركاربرد قرآني وفرهنگ اسلامي به منظور درك مفاهيم، آشنايي باقرآن كريم ونهج البلاغه واحاديث وروايات معصومين(ع) و ادعيه وترجمه‌ي آن‌ها، آشنايي با قواعد كاربردي وعبارات زبان عربي به منظور درك وفهم متون اسلامی وادبی، آشنايي دانش آموزان باگوشه هايي از ظرايف و لطايف زبان عربی در متون قرآنی ونهج البلاغه و احاديث و روايات معصومين(ع) عنوان كردند.
            از ديگر اهداف اين برنامه‌ي آموزشي آشنايي باواژگان زبان عربي پرکار در زبان وادبيات فارسي براي درك و فهم بهتر زبان فارسي، تقويت علاقه‌ي دانش آموزان به فراگيري زبان قرآن وترغيب آنان به استفاده‌ي درست از آموخته‌ها، تقويت توانايي درست خواني عبارت‌هاومتون زبان عربي، تقويت توانايي درست نويسي واژگان وعبارت‌هاي زبان عربي به منظور كمك به املاي فارسي است.
          در اين همايش داشتن تداوم مستمر در يادگيري، ايجاد فرصت به دانش‌آموزان در خارج از كلاس،‌دادن امتياز در قبال انجام تكاليف و تكرار تكيه كلام هاي درست همراه با معنا و قواعد در كلاس از نكات مهم در خصوص يادگيري زبان عربي ذكر شد.
          گفتني است اين همايش با حضور دكتر حيدري مدير دفتر تأليف كتب عربي وزارت آموزش و پرورش، دكتر گلجاني از اساتيد برجسته ادبيات عرب دانشگاه بين المللي امام خميني(ره)، اعضاي دبيرخانه كشوري عربي، معاونت آموزش و فن آوري سازمان آموزش و پرورش و جمعي از مسئولين اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان برگزار شد.منبع


لحظه ای با من باش تا ابد در دل من مهمانی !



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط ملکی(السیدة) |

جمله اول و آخر (رنگی )را به عربی ترجمه کنید (۵/۱ نمره مستمر برای شما لحاظ خواهد شد ) 

زمان برای پاسخگویی تا دیماه

حقیقتی برای آنها که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند

.....................................................................................

اگر

 A  B   C   D   E   F   G   H   I  J   K  L  M   N  O  P  Q  R  S  T   U  V  W  X  Y  Z

 برابر باشد با (یُساوی )

۲۶   ۲۵  ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰  ۱۹  ۱۸ ۱۷ ۱۶  ۱۵ ۱۴  ۱۳ ۱۲  ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳  ۲  ۱

 

 HARD WORK تلاش سخت(الجهد الکبیر )

H +A+R+D+W+O+R+K

 ۹۸٪ = ۱۱۱۸ + ۱۵+ ۲۳ + ۴ + ۱۸ + ۱ +۸  

 

 KNOWLEDGE دانش  (العلم )

K+N+O+W+L+E+D+G+E

۹۶٪ = ۵ + ۷ + ۴ + ۵ + ۱۲ + ۲۳ + ۱۵ + ۱۴ + ۱۱

 

 LOVE عشق( الحبّ )

L+O+V+E

 ۵۴٪ = ۵  + ۲۲ + ۱۵ + ۱۲

 

 LUCK شانس ((الحظّ )

L+U+C+K

۴۷٪ = ۱۱ + ۳ + ۲۱ + ۱۲

 همه ما فکرمی کردیم اینها بهترین ها باشند نه؟؟

پس چه چیزی 100% را می سازد ؟

کلّنا کنّا نفکّرُ هولاء افضل ُ ألیس َ کذلک ؟؟

فماذا یصنع ُ المائة بالمائة ؟

  MONEYپول ((النقود)

M+O+N+E+Y

۷۲٪ = ۲۵ + ۵ + ۱۴ + ۱۵ + ۱۳

 LEADERSHIP رهبری((القیادة )

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

۸۹ ٪ = ۱۶ + ۹ + ۱۹ + ۱۸ + ۵ + ۴ +۱ +۵ +۱۲

 هر مشکلی راه حلی دارد ، شاید فقط لازم است نگرشمان را عوض کنیم !

برای رسیدن به اوج 100%

روی چه چیزی کار کنیم ؟

لکلِّ المشاکل حلٌ ،لعلّ یلزم أن نغیّرَ نظرتنا !

علی ایّ شیءٍ لِنعمل ُللوصول ِ الی القمّة ؟

 

  ATTITUDE نگرش ((النظرة ،العقیدة )

A+T+T+I+T+U+D+E

۱۰۰ ٪ = ۵ + ۴ + ۲۱ + ۲۰ + ۹ + ۲۰ + ۲۰ + ۱

اگر نگرش ما به زندگی و گروه وکارمان عوض شود زندگی 100% خواهد شد؟ !!

نگرش همه چیز را تعیین می کند .

                ............................................................................. 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 توسط ملکی(السیدة) |

       یقولون : یوما ًکان  یبحث ُ استاذٌ عن ذبابةٍ . کان یضعُ الذبابَ علی زجاجةٍ و یقول له : طِر ؛ الذبابُ کان یطیر . ثمّ  قطّع جناحَ الذبابِ  و قالَ له مئة مراتٍ ( مرّةٍ ) : طِر ؛ ولکن ّ الذباب َ لم یطر . کتب الأستاذُ فی دفتر تذکارِه هکذا : إذاتـــقَطّعوا جناحَ الذبابِ یصُــــمّ اُذنُـــُه .

      روزی استادی درباره ی مگسی تحقیق می کرد . مگس را روی سطح شیشه ای می گذاشت وبه او  می گفت : بپر . مگس می پرید . سپس بال مگس را کند و صد بار به او  گفت : بپر . اما مگس نپرید . استاد در دفتر یادداشت خود نوشت : هر گاه بال مگس را بکنید ، گوشش کر می شود

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 توسط ملکی(السیدة) |

          اُهنّیء ُ أسبوعَ المعلم للمتقدّمین و السابقین  فی سبیل التعلیم و التربیة و أیضاً أقدّم آلافَ التهنئات بمناسبةِ هذا الیوم الی معلماتی العزیز اللاتی سعین فی تربیتی و تعلیمی و أسأل اللهَ أن أکونَ أیضاً معلمةً ناجحةً و مفیدةً لتلامذتی العزیز .هذا أحمد شوقی( 1868- 1932 ) الشاعر المعاصر الذی یقول فی شأن المعلّم:

قل للمعلّــــــم وفّـــــــــــه التبــــجیلا        کـــــــــــاد المعلّــــمُ أن یکونَ رسولا

به معلم بگو (در حالیکه احترام او را کامل به جای می آوری ) که شان و منزلت او به پیامبر نزدیک شده است

 أعلمتَ أشرفَ و أجلّ مِــــــــن الذی         یبنی و یُـــنشی أنفساً و عقولا ؟

آیا کسی را شریفتر و بزرگوارتر از کسی که جانها و خردها را می سازد و بارور می کند می شناسی ؟

 

نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم اسفند 1386 توسط ملکی(السیدة) |

این پست را یکی از بهترینهای مدرسه فرنام عزیز آماده نموده است . به حق که کلمات در توصیف استعدادی که خداوند در وجود وی نهاده است قاصر  و زبان از وصف آن الکن است و ایشان نیز در جهت شکوفا نمودن استعدادش از هیچ کوششی دریغ نمی نماید ، مطلب جامع و مانع زیر یکی از اندک تلاشهایی است که ایشان نموده اند البته بخشی از آن را به دلیل طولانی شدن پست  با اجازه حذف نموده ام  :

ترجمه زمانها :

1- ماضی ساده يا مطلق :الف: مثبت: فعل ماضی ساده در زبان عربی مانند :ذَهَبَ(رفت) ،کَتَبَ (نوشت)

ب) منفی : ما + فعل ماضی/ لم +فعل مضارع (کاربرد بيشتری دارد)مانند:ما ذهب عليٌ/لم يذهب عليٌ (علی نرفت)

 

2-ماضی نقلی :الف) مثبت: قد+فعل ماضی ، /قلّما/طالما/کَثُرَما+فعل ماضی.

قد ذهبَ ( رفته است ) قلّما دخلَ في الغَيْبوبةِ (کمتر بيهوش بوده است) کَثُرما عُدتُ إلی نفسي (فراوان به خودم آمده ام)

 

ب)منفی:ماضی منفی +بَعْدُ/ لماّ+فعل مضارع/ لم +فعل مضارع +بَعدُ

قد ذهبَ.(رفته است) ما ذَهبَ بعدُ /لّما يذهَبْ/لم  يذهَبْ بعدُ ( هنوز نرفته است)

 

3-ماضی استمراری : الف مثبت: کان + فعل مضارع / عاد + فعل مضارع / کان + اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: کان يذهبُ/ عاد يذهبُ /کان ذاهباً ( می رفت )

 

ب) منفی: کان منفی + فعل مضارع / کان + فعل مضارع منفی / کان منفی + اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: ما کانَ يذهبُ/ کانَ لا يذهبُ /ما کان ذاهباً ( نمی رفت )

 

4-ماضی بعيد : الف مثبت: کان [+ قد] + فعل ماضی مانند: کنتُ قد ذهبتُ ( رفته بودم)

 

ب) منفی : کان منفی + فعل ماضی / کان + فعل ماضی منفی. لم يکن ذهبَ / کان لم يذهبْ ( نرفته بود)

 

5-ماضی التزامی : الف مثبت:يكون +قد + فعل ماضى مانند : ربّما يكون قد ذهبَ ( شايد رفته باشد)

 

ب) منفى) لا يكون + قد + فعل ماضى مانند: ليته لا يكون قد ذهبَ ( اى كاش نرفته باشد)

 

6-مضارع اخباري : الف مثبت: 1- فعل مضارع عربى بدون ادوات ناصبه يا جازمه 2- استفاده از اسم فاعل به عنوان خبر در جمله اسميه. مانند: يذهب عليٌ / علي ذاهبٌ ( على مى رود )

 

ب) منفى) لا / ما / ليس + فعل مضارع. مانند: لا يذهبُ عليٌ / ما يذهب عليٌ / ليس عليٌ يذهبُ.( علی نمی رود)

 

7- مضارع التزامی: ربّما + فعل مضارع / ليتَ + اسم + فعل مضاع/ادوات ناصبه (أن/کي/لکي/حتّی) + فعل مضارع/ ادات جازمه به جز لم و لمّا + فعل مضارع: مانند: ربّما يذهبُ (شايد برود)ليته يذهبُ(ای کاش برود)أن يذهبَ(که برود)

 

8-مستقبل (خواهد + فعل ): الف مثبت: س / سوف + فعل مضارع مانند: سأذهبُ / سوف أذهبُ(خواهم رفت)

 

ب) منفی: لن + فعل مضارع . مانند : لن يذهبَ عليٌ إلی بيتِ صديقه( علی هرگز به خانه دوستش نخواهد رفت)

 

اسلوبها :

1-    به محض اينکه ... (هنوز نه ... که ...)

 

الف ) ماضی :

1):لم يكد ( ما كاد )+ فعل مضارع+ ... + حتى / إذ + فعل ماضى

2): ما + إنْ + فعل ماضى + ...+ حتى / إذ + فعل ماضى

3): فعل ماضى منفى ( ما + فعل ماضى / لم + فعل مضارع ) + ... + حتى / إذ + فعل ماضى 

لم أكدْ أدخلُ الصفَ حتّى (إذ) رأيتُ الأستاذَ هناك / ما إنْ دخلتُ الصفَ حتّى (إذ) رأيتُ الأستاذَ هناك / لم أدخل الصفَ حتّى (إذ) رأيتُ الأستاذَ هناك ( به محض اينكه وارد كلاس شدم استاد را آنجا ديدم / هنوز وارد كلاس نشده بودم كه استاد را آنجا ديدم )

 

ب) مضارع و آينده :

1) لا يکاد + فعل مضارع + ... + حتی + فعل مضارع

2) لا يوشك + فعل مضارع + ...+ حتى + فعل مضارع

مانند : لا يكاد علي يذهب إلى ذلك المكان حتى يشاهد صديقه هناك ./ لا يوشك علي يذهب إلى ذلك المكان حتى يشاهد صديقه هناك .( به محض اينكه على به آن مكان برود دوستش را در آنجا خواهد ديد .)

 

2- ديگر نه ...

الف : عاد منفی ( ما عاد / لم يَعُد) + اسم و خبرش( اسم يا فعل)

ب): عاد + اسم آن + فعل منفى

ج: أصبح منفی ( ما أصبح / لم يُصبِح ) + اسم و خبرش( اسم يا فعل)

د: أصبح + اسم آن + فعل منفى

لم يعُد الشعرُ وسيلةً للتکسّب ( شعر ديگر وسيله ای برای کسب درآمد نبود) لم تُصبحْ هناك دولة رومانية تُسَيْطر على الشرق كما كانت الحال من قبلُ ( ديگر حکومتی رومانی مانند گذشته بر شرق تسلط نداشت )

 

3- نزديک بود که ...

کاد + اسم و خبر آن ( فعل مضارع )

برای اينکه عبارت بر گذشته دلالت کند از کاد( ماضی) و برای اينکه بر مضارع دلالت کند از يکاد (مضارع) استفاده می کنيم. مانند: ﴿کادَ يزيغُ قلوبُ فريقٍ مِنهُم ﴾(توبه/17) (نزديک بود كه دلهاى گروهی از آنها بلغزد) ﴿تکادُ السَّمواتُ يَتفَطَّرن منه﴾(مريم/ 90 )(نزديک است که آسمان از اين گفته زشت از هم فرو ريزد)

 

4- گاهی ...

الف: قد + فعل مضارع مانند : قد يخرج هذا الموظَّف من الکلية في ساعات الدَّوام ( گاهی اين کارمند در ساعات کاری از دانشکده خارج می شود)

 

ب: استفاده از قيدهای من حينٍ إلی حين / أحياناً / في بعض الأحيان / بعض الأوقات و...  مانند: عليٌ يذهبُ إلی الحديقة العامة من حينٍ إلی حين ( علی گاهی به پارک می رود )

 

5- تقريباً نه ...

الف : زمان مضارع : لا يکاد + اسم آن + فعل مضارع

لا يکاد عليٌ يذهبُ إلی تلك المنطقة ( على تقريباً به آن منطقه نمى رود)

 

ب: زمان ماضى : لم يكد + اسم آن + فعل مضارع

لم يكد ذلك الرجل يعلم شيئاً عن هذا الموضوع ( آن مرد تقريباً چيزى از اين موضوع نمى دانست)

 

6- ديرى نپائيد که ...(فوراً)

ما لبثَ ( لم يلبثْ) + أنْ + فعل ماضى

لم يلبث أن شنّ جيش العدو هجوماً شرساً ( ديرى نپائيد که(فوراً) ارتش دشمن دست به حمله ی وحشيانه ای زد)

 

7-تركيب هاى وصفى اضافى : در زبان فارسی گاهی مضاف علاوه بر مضاف اليه (متمّم) دارای صفت نيز می باشد که اين صفت ميان مضاف و مضاف اليه قرار می گيرد0اما در زبان عربی هيچ چيز بين مضاف و مضاف اليه فاصله نمی اندازد. مانند : گُلِ زيبایِ علی در زبان فارسی که در عربی به صورتِ « گُلِ علیْ زيبا »( وردةُ عليٍ الجميلةُ ) بيان می شود.

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط ملکی(السیدة) |
  ایام سوگواری سرور وسالار شهیدان آقا ابی عبد الله الحسین را خدمت شما تسلیت عرض می نمایم و اطاله کلام را بیش از این درباره قیام عاشورا جایز نمی دانم چرا که آنچه د ر این حادثه گذشت و درسهایی که بر جای گذاشت  و فلسفه آن فراتر از معقولات است و نیاز به یقینی عقلی و صد البته شهودی دارد که امیدوارم  با عنایت الهی بتوانیم آن را حائز شویم و به همین مناسبت نوحه عربی را که نزار القطری خوانده است و زهرا برایم ارسال نموده خدمتتان تقدیم می کنم :

...لم يا قوم تريدون ببغي و فساد   ای قوم چرا فساد و تجاوز را می خواهید ؟

لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد   چرا با لجاج و سرکشی در کشتن من سعی می کنید

ليس والله سوانا خلف بعد النبي به خدا سوگند جانشینی بعد از پیامبر غیر از ما نیست

فرض الله علي طاعتنا کل عباد خداوند اطاعت ازما را برهمه بندگان واجب کرده است

انا مظلوم حسين، انا محروم حسين   من حسین مظلوم و حسین محروم هستم

من له جد کجدي في الوري ؟  دربین مردمان جد و پدرچه کسی مثل جد و پدرمن است

او کشيخي فانا ابن العلمين   یا مانند پیر من کیست ؟ من پسر دو انسان معروفم

فاطم الزهرا امي ، و ابي      فاطمه زهرا (س) مادرم و پدرم

قاصم الکفر ببدر و حنين       در هم شکننده کفر در بدر و حنین است

عبدالله غلاما يافعا      پدرم از هنگامی که جوانی بود خدا را عبادت می نمود

و قريش يعبدون الوثنين   در حالیکه قریش بتها را عبادت می کردند

يعبدون اللات و العزي معا     دو بت با نامهای لات و عزی را عبادت می کردند  

و علي کان صل القبلتين     و علی (ع) به دو قبله نماز خوانده است .

و ابي شمس امي قمر        و پدرم خورشید و مادرم ماه است

فانا الکوکب و ابن القمرين و من ستاره و پسر ماه و خورشیدم ( قمرین یعنی هم ماه و هم خورشید

انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
چيست تقصير من اي قوم که امروز جهاني
شده آماده به قتلم همه با تيغ و سناني
در شما نيست ز اسلام نه نامي و نشاني

انا عطشان و قد احرق نطقي و لساني 
من تشنه ام در حالیکه  سخنم و زبانم سوخته است

انا ظمئان و قد احرق قلبي و فوادي  من تشنه لبم در حالیکه قلب و دلم سوخته است

انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
زير خنجر شه لب تشنه حسين گفت:
تو اي شمر ستمکار!
تو اي ملحد مکار!
تو اي کافر غدار!
اگر من نشناسي، بگويم که شناسي
حسينم، ضياء القمرينم، قتيل الودجینم 
حسینم ، روشنایی بخش ماه و خورشید منم ، کشته سر بریده ام

امام الحرمينم... انا الفضه وابن الذهبينم...  امام دو حرم منم . من نقره و زاده  طلایم
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين 
منم شهپر کبري، منم آيه تقدير
منم نخله طوبی ، منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش
منم کرسي و لوح و قلم و باعث ايجاد دو عالم...
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
 

 

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم دی 1386 توسط ملکی(السیدة) |
 

اهنی عید الغدیر للشیعیان فی کل العالم خاصه تلامیذتی و ارجو ان تکون ایام الامتحانات لهن سهله و دون قلق .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط ملکی(السیدة) |
 

 عید الاضحی من اهم اعیاد مسلمی العالم  و هذا الیوم واقع فی الیوم العاشر من شهر ذی الحجه و الحجاج یطوفون فی مثل هذا الیوم حول الکعبه و یذبحون الخروف و یتوبون لذنوبهم .اهنی هذا العید للمسلمین و المسلمات و حجاج بیت الله الحرام و نرید ان یرزقنا الله حج بیته فی هذا الیوم  و فی کل عامنا .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم آذر 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

 

 

جاء رجلٌ عند هارون ِ الرشید و ادّعی أنّه یعلم علم َ الفلک . کان بهلول ُ حاضراً فی ذلک

 

 المجلس و کان جالساً عند المنجّم . سأل  منه بهلول : هل تقدر أن تقولَ مَن جلس فی

 

مجاورتک ؟ ( مَن جارُک ؟ ) .

 

قال الرجلُ: لا، لا أدری . قال بهلولُ : إذا أنت لا تعرفُ جارَک ، کیف تخبرُ مــِن أنجم

 

(نجوم ) السماء؟ تعجّب الرجل ُ من کلام ِ بهلول و ترک المجلس َ و ذهب .

 

نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم آذر 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.
کان قد وقف رجلٌ جنب اللا سبیل

ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.
رأی الشیطانَ الذی یمرّّ مع اطنابٍ مختلفةٍ

کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟
تجسّس و سأل منه  : ما هذه الأطناب ؟

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
أجاب الإبلیسُ : لأسرِ مولود  آدم .

طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ،
الأطنابُ الرقیقة للنفوس الضعیفة .  

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.
ألأطنابُ المحکمة ُ و الغلیظة لاولئک الذین یوسوسون متأخرین.

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:
ثمّ أخرج الأطنابَ المقطّعة َ من کیسٍ و قال :

اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

 قد قطّعوا هذه الأطنابَ النفوسُ المومنة التی راضیة برضا الله و یعتمدون علی أنفسهم ولم یقبلوا الإسارةَ .( کلمه نفوس را می توان در حکم مفرد مونث یا جمع مذکر در نظر گرفت)

مرد گفت طناب من کدام است ؟

قال الرجلُ : ایّهم طنابی ؟

ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو
را به حساب دیگران می گذارم 
قال الإبلیسُ : إن ساعدنی فی اتصال حبا لِ المقطّعة أجعلُ ذنبک فی حساب الآخرین .

مرد قبول کرد .
قبل الرجلُ

ابلیس خنده کنان گفت :  
قال الإبلیسُ ضاحکاً :

عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!

واعجبا ، تمکن إسارةُ نفوسٍ مثلک مع هذه الأطنابِ المقطّعة . 

نوشته شده در تاريخ جمعه نهم آذر 1386 توسط ملکی(السیدة) |

                

                      صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب اینجا نشسته

      سراینده توانا ی این شعر را می شناسید سه شنبه ای که گذشت ؛ ششم آذر ماه دسته گلهای مدرسه ما چشم به راه ایشان بودند و ساعتها خیره به در مانده بودند که ایشان الا ن تشریف می آورند ناباورانه  با گذشت هفت ساعت از لحظه موعود یاقوت فام ها نومید شدند و به تصنیع و بازی با اشعار این شاعر بزرگ پرداختند و شاید با این کار عطش کام منتظر را کمی فرو نشاندند. نیامدن ایشان نیز خود معمایی است ؟؟؟؟؟؟؟؟ امید است که گلهای زیبای سرزمینمان ، این استعدادهای درخشان میهن اسلامی از این واقعه بیاموزند که  گاهی اگر چشم انتظارمان بودند به کلامی یا سلامی یا نشانی بنوازیم منتظران را :

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده       باز گردد یا برآید ؟ چیست فرمان شما ؟

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

سلام به شما بزرگواران

  حلول ماه پر فیض و بر کت رمضان را خدمت شما سروران عزیز تبریک عرض می کنم و از خداوند  مسالت می دارم که تو فیق بندگی خالصانه در این ماه را نصیبمان گرداند .

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم     طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم

بولای تو که گر بنده خویشم خوانی         از سر خواجگی کون و مکان بر خیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی         پیشتر زانکه چو ابری زمیان برخیزم

 

در این پست یکی از اشعار جبریل مندل خان و  ترجمه این شعر را خدمتتان تقدیم میکنم  گر چه ترجمه شعر کاری است بس دشوار؛ زیرا احوال شاعر حین سرودن شعر خاص خود ایشان است و بس ، ولی بنده حقیر سعی نموده ام در حد بضاعت اندکم  حق مطلب را ادا کنم :

 

خوف و شک

 

حینما ابتعدُ منک

أصبح ضحیة العدید مــِن المخاوف

أحسّ بالقلق یضطهدنی و یهکنی ، یا حبیبی ،

کالطفل الذی فقد اُمه و فی ظلام حالک ،

لو ینتهی حبک ...، حتی  وإن اتیتک بأقصی

محدودیة الطبع البشری الذی أنا علیه ؛ و لو فی النهایة

تتخلی عنــّی ...أبداً لا یمکن

أن أصبر علی فقدانک ، کلــّا و حیاتی

فی کل لحظةٍ لا خالق لها غیرک ؟

لماذا یا إله ، لماذا تتخلی عنی

فی الحیرة الظلماء؟

  

خوف و شک : ترس و تردید

 وقتی از تو دور می شوم

قربانی ترسها ی بسیاری می شوم

نگرانی مرا رنج می دهد و پریشانم می کند  ای محبوب من ،

مثل کود کی که مادرش را گم کرده است و در تاریکی مطلق است .

اگر عشقت پایان پذیرد ...، حتی اگر تو را به دورترین مرزهای بشریت ببرم که هم اکنون من در آن بسر می برم ؛ وحتی اگر مرا در نهایت  

تنها بگذاری ... هرگز ممکن نیست

که در نبودنت صبور باشم ، حاشا و  سوگند به زندگانیم

در هر لحظه برای من خالقی غیر از تو نیست؟

چرا ای خدا ، چرا در حیرت تاریک مرا تنها می گذاری ؟

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم شهریور 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

 این شعر و شعر پست قبلی از شاعری با نام جبریل مندل خان می باشد کهدرآینده به معرفی

 

ایشان  خواهم پرداخت :

 

 

و لعل کل شیء ظل و لا أکثر

شاید همه چیز سایه ای بیش نباشد

 

سالتُ نفسی عن مقصد العالم

از خودم مقصد جهان را پرسیدم

 

و أی معنی لحیاتی فیه ؟

واینکه زندگی من چه معنایی دارد .

 

شیخ صوفی عابر

شیخ صوفی رهگذر

 

توقف برهة ً

لحظه ای ایستاد

 

ثم القی بظله علی الحائط

سپس سایه اش را روی حیاط( دیوار) انداخت

 

ذلک الظل هو جوابی .

آن سایه همان جواب من بود .

 

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

إنّ البــُغاثَ بأرضننا یستنسرُ ( پرنده ضعیف و مرده خوار در سرزمین ما کرکس می شود )

 

أعمی یُدلــّسُ نفســَه فی العُور ( نابینایی است که خویشتن را بین یک چشم ها فریب می دهد)

 

أسدٌ علیّ و فی الحروب نعامة ( بر من همچون شیر است در حالی که در جنگها ( از ترس ) چون شتر مرغ است )

 

لقد ذَلّ مَن بالت علیه الثعالبُ ( خوار شد آنکه بر سرش روبهان ادرار کنند )

 

عند الرهان تعرف السوابق ( هنگام شرط بندی اسبهای برنده و سبقت گیرنده شناخته می شوند )

پاسخ به سوال مهناز:

توضیح کلمات: یستنسر فعل مجهول است از ریشه نسر به معنی عقاب یعنی این فعل از اسم مشتق شده است وبه معنی تبدیل به عقاب شدن است گاه باب استفعال برای تحول و تبدیل شدن به کار می رود مثل :استحجر الطین : استحجر از حجر به معنی سنگ گرفته شده و چون به باب استفعال برده شده می شود به سنگ تبدیل شدن مانند یستنسر که می شود تبدیل به عقاب شدن.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

ظل أسدٌ قويٌ يحكم الغابةَ سنواتٍ طويلةً وكانت جميعُ الحيوانات تخافه وتطيع أوامرَه كان

الأسد يحصل على طعامه بالقوة يطارد الفريسة ويهجم عليها ويفترسها بأ نيابه الحادة ولا يتركها حتى يشبع ثم تأتي الحيوانات وتأكل من بقايا طعامه.

  ( شیری قوی سالهای طولانی بر جنگلی حکومت می کرد و همه حیوانات از او می ترسیدند و اوامرش را اطاعت می کردند ، شیر غذایش را با قدرت تمام  بدست می آورد و شکار را دنبال می کرد  و به ان حمله ور می شد  و با چنگالهای تیزش آن را شکار می کرد و  رها یش نمی کرد تا اینکه سیر می شد.  سپس حیوانات دیگر می آمدند و با قیمانده غذایش را می خوردند.

 

كبر الأسد وصار عجوزاً ضعيفاً وذات يوم شـــَعـــَر بالمرض وأحسّ بالضعف الشديد

وأصبح غير قادر على أن يصطاد. شعر الأسدُ بالجوع وراح يفكــّر في طريقةٍ يحصل فيها على طعامه.

( شیر مسن شد و پیر و ضعیف گردید  و روزی احساس بیماری کرد و ضعف شدیدی را حس نمود و به گونه ای شد که قادر به شکار کردن نبود .و احساس گرسنگی کرد و به راهی فکر می کرد که از ان طریق غذایش را بدست بیاورد) .

 

 قال الأسدُ لنفسه ما زالت الحيواناتٌُ تحترمني وتخافني وتسمع كلامي لا ينبغي أبداً أن أظهر لها أنني أصبحتُ كبيرَ السن ضعيفاً وإلا فإنها لن تخشاني ولن تطيع أوامري لكن سأعلن عن مرضي وأبقى داخل بيتي ولا بدّ أن تحضر الحيوانات لزيارتي وبذلك سيأتيني طعامي من غير أن أتعب نفسي في الحصول عليه.

( شیر با خود گفت هنوز حیوانات به من احترام می گذارنند و از من می ترسند و سخن مرا گوش می دهند اصلاً سزاوار نیست که به آنها ابراز کنم که پیر و ضعیف شده ام و گرنه آنها از من نخواهند ترسید و اوامرم را اطاعت نخواهند کرد ولی مریضیم را اعلام خواهم کرد و داخل خانه ام می مانم و ناچار حیوانات به عیادت من می آیند و بدین ترتیب غذایم را بدون اینکه خودم رادر راه حصول آن  خسته کنم بدست خواهم آورد ).

 

قصد الأسدُ أن يعلن خبرَ مرضه للجميع كانت الحيواناتُ تخاف غضبَ الأسد وبطشه إن هي لم تقم بالواجب لذلك سارعت الحيوانات إلى زيارته في بيته والسؤال عنه والدعاء له بالشفاء لكن كلما دخل حيوانٌ بيتَ الأسد هجم عليه وفتك به وأكله . كان الأسد سعيداً لأنه لا يتعب في الحصول على طعامه. فهو لم يعد قادراً على أن يطارد أيّ حيوان مهما كان بطيئاً لكن الطعام اللذيذ كان يأتي إليه في بيته وهو جالس لا يتحرك فيأكل منه حتى يشبع .

( شیر تصمیم گرفت که خبر بیماریش را به همه اعلام کند ؛ حیوانات از خشم و عصبانیت شیر می ترسیدند اگر به تکلیف خود عمل نمی کردند  به خاطر همین حیوانات برای دیدنش و احوالپرسی و دعا برای شفایش به خانه اش شتافتند ولی هر حیوانی که داخل می شد شیر به او حمله می کرد و او را می درید و می خوردش . شیر خوشبخت بود زیرا برای بدست اوردن غذایش خسته نمیشد. او قادر به دنبال کردن هیچ حیوانی نبود هر چند که ان حیوان کند راه می رفت ولی غذای لذیذ خودش به خانه اش می آمد در حالیکه او نشسته بود و حرکت نمی کردپس از ان می خورد تا سیر می شد ).

 

وفي يوم من الأيام كان الدور على الثعلب ليزور الأسد ويسأله عن صحته ويطمئن على حاله. توجه الثعلبُ إلى بيت الأسد وهمّ بالدخول لكنه نظر إلى الأرض عند مدخل البيت وتوقف سأل الثعلب الأسد عن حاله وهو واقف في مكانه خارج البيت أجاب الأسد ما زلت مريضاً يا صديقي الثعلب  لكن لماذا تقف بعيداً أدخل يا صديقي لأستمتع بحديثك الحلو وكلامك الجميل فأجابه الثعلب لا يا صديقي الأسد كان بودي أن أدخل بيتك لأنظر إليك من قرب لكني أرى آثار أقدام كثيرة تدخل بيتك ولم أرى أثر لقدم واحدة خرجت منه .

( در روزی از روزها نوبت به روباه رسید که شیر را ملاقات کند و از سلامتش بپرسد و از حالش مطمئن شود روباه به خانه شیر روی آورد و تصمیم گرفت داخل شود ولی او به زمین نزد ورودی خانه نگاه کرد و ایستاد. روباه از شیر حالش را پرسید در حالیکه در جایش در خارج از خانه ایستاده بود . شیر پاسخ داد هنوز مریضم ای دوست روباهم  ولی چرا دور می ایستی . داخل شو دوست من تا از سخن شیرینت استفاده کنم روباه جواب داد نه ای دوست شیر من ، شایسته دوستیمان است   که داخل خانه ات شوم و تو را از نزدیک  ببینم  ولی من جای پاهای زیادی را می بینم که به خانه ات وارد شده اند و لی حتی یک جای پا نمی بینم که از خانه ات خارج شده باشد .)

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم تیر 1386 توسط ملکی(السیدة) |

  ( بازیهای اینترنتی بر درس دانش آموزان تاثیر میگذارند )

 

  وجدت دراسةٌ أمریکیةٌ أنّ الطلاب الذین یمضون وقتاً طویلاً علی الألعابِ الإلکترونیة لا یعطون الوقت َ الکافی للعملِ علی واجباتهم المدرسیة

( تحقیقی در آمریکا نشان می دهد که کسانی که زمان زیادی را با بازیهای اینترنتی می گذرانند ، زمان کافی برای انجام تکالیف مدرسه یشان نمی گذارند ).

 

و أعلن باحثون مِــن جامعتی میشغان و تکساس ، اعتماداً علی مذکرات ألف و خمسمائة  طالبٍ تتراوح أعمارهم بین العشر و التسع عشر أنّ المراهقین الذین یمضون الکثیرَ مــِن االوقت علی الألعاب الإلکترونیة ، یمضون وقتاً أقل من ثلاثین بالمئة علی القراءة و أقل  بِاربعة و ثلاثین بالمئة علی القیام بواجباتهم المدرسیة .

( پژوهشگران در دو دالنشگاه میشگان و تکزاس با استناد به یادداشتهای 1500 دانش آموز که سن آنها بین 10 تا 19 سال است اعلام کردند که نوجوانانی که بیشتر وقت خود را بابازیهای کامپیوتری  می گذرانند کمتر از 30 در صد وقت خود را صرف خواندن و کمتر از 34 در صد وقت خود را صرف تکالیف مدرسه یشان  می کنند

 

ظهرت الدراسةُ أنّ تمضیةَ الوقت مع العائلة و الأصدقاء لا یتأثر بالفترة التی یمضیها المراهقون علی الألعاب الإلکترونیة .

 ( این تحقیق همچنین نشان داد که گذران وقت با خانواده و دوستان تاثیری در زمانی که نوجوانان بازیهای اینترنتی انجام می دهند ندارد .

 

و بیّنت الدراسةُ إنّ الذین یمیلون علی الألعاب الإلکترونیة ، یمارسونها لساعة یومیاً خلال ایام الأسبوع العادیة ، بینما یمارسونها لتسعین دقیقة خلال العطل ، کمعدل العام . و یمیل الفتیان أکثر من الفتیات ، بنسبة ثمانین بالمئة الی الألعاب الإلکترونیة.

این تحقیق مشخص کرد  کسانی که به این بازیها روی می آورند میانگین استفاده انها از این بازیها  در طول روزهای کاری یک ساعت است درحالیکه در روزهای تعطیل   90 دقیقه می باشد  . و پسران 80 در صد بیشتر از دختران به   بازیها ی کامپیوتری روی می آورند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط ملکی(السیدة) |

 

 در ادامه ی ترجمه متون فارسی به عربی ،  متن زیر  مشق 22 دنیای ان ، ال، پی . با عنوان ( من استعداد ندارم )  است که ان را  به عربی برگردانده ام ، امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد . متن فارسی آن را در اینجا بخوانید : 

  

لیس الإستعداد بمعنی خلق  أثر فنی . الإلتفات الی الآخرین یکون استعداداً  أیضاً . التعلّم و السوال أیضاً الإستعداد . حل المسائل ، الإدارة و تربیة الولد الإستعداد آیضاً .

مع الأسف  نحن لا نهتم بطاقاتنا . الرضایة من النفس ، یحصل مِن تکامل النشاطات و لیس من التحسر علی قُــدُرات الآخرین . اکثر الذین یقولون لیس لنا طاقة أو إستعداد ذهنی لم یمتحنوا الأعمال الأخری . جدیر بالذکر مهما یکون الإستعداد مفیداً و مهما یکون اعظم النعمة و لکن لا یکون کل شیء . اذا یتکلم الناس حول نجاحات احد الریاضیین  یقولون ویتکلمون  من طاقاته العجیبة و الخاصة ، ولکن اذا نجلس و نستمع الی المحاورة مع ذلک البطل هو یقولُ مِن ممارساته المداوم  دون تعب . وهو  یعلم أنَّ افتراقَه مع الآخرین، فی العمل الشاق و المتواصل و فی  الد ئب وفی   نظرته . الناس الکسل و غیر الناجح و مشاهدو ا مِن الخارج  الی نجاحات الآخرین یؤکدون علی الإستعداد . فی نظرتهم عدم الإستعداد ، دلیل معقول للتکاسل و عدم الإبتداء بالعمل .

 إذا کانت میزةً مشترکةً و کبیرةً بین الفنانین و العلماء و نجوم الریاضیّة و الإقتصادیین الناجحین هی تکون دقة النظر .

إذا فهمتم ماذا ترید،فشیء الذی یبقی هو دقة النظر و الإلتفات .

لا یستطیع احدٌ ان یعمل الأمورَ وحیداً و معاً . لا یستطیع احدٌ ان ینجّی الاحوات وان یشفی المرضی و یعمّر الاذن معاً  . لِنبقی عملاً لاُ ناسٍ اخرین . لِنقبل طاقاتنا  و لنحترم الیها . تواصلوا الی التعلم مع التساؤل و السؤال . العمل الجاد و التداوم و الدئب و اتباعُ نظرةٍ معقولٍ و التعلقُ الی العمل و العیش سینجحکم . إذا فهمتم ماذا ترید و عن مَن تبحثُ و إذا ترسموا ریاض الآمال جمیلاًیبقی  عمل وحید وهو إستخدام القوی  للوصول الی الهدف .

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم خرداد 1386 توسط ملکی(السیدة) |

            الصبى الذى عاون السيد المسيح

كان هناك صبى صغير يحب المسيح وأراد ان يقضى يوما وهو يستمع لكلام المسيح وهو يعظ الناس. فقام مبكرا وقبل ان يخرج من منزله أعطته أمه خمسة أرغفة وسمكتين وأوصته ان يأكلهم حتى لا يتعب من الطريق. فأخذ الصبى الطعام من أمه وذهب بهم الى الجبل حيث كان يسوع المسيح يعظ الناس فبحث عن مكان خالى بجوار المسيح ليجلس ويسمع كلامه. وبعد مدة طويلة انتهى المسيح من الوعظة وقال لتلاميذه : لآبد ان الناس جوعى , اعطوهم شيئا ليأكلوا.

فاحتار التلاميذ كيف سيأتون بالطعام فقام الصبى وذهب الى اندراوس تلميذ المسيح وقال له. اعط للمسيح طعامى. فأخذه اندراوس وذهب للمسيح وقال له : كل ما لدينا من طعام هو خمسة أرغفة وسمكتين أتى بهم هذا الصبى الصغير. فأمر المسيح الناس بأن يجلسوا فى انتظام وصلى على الخبز والسمك وشكر. فحدثت معجزة عظيمة واصبح الخبز والسمك يكفى لكل الناس. وكان الصبى الصغير سعيد لأنه أعطى المسيح طعامه لكى يباركه.

.: Weblog Themes By PayamBlog :.