اساطیر عشق من به حقایق پیوستند
بی تو هیچ و پوچم مادر !
مادرم چه میثاقی بین تو و اذان ظهر در اولین روز ماه مبارک رمضان بود که آرام چشمان زیبایت را بر آبی آسمانها منطبق کردی و حریر آسمانی دلت را جای دیگر پهن نمودی و جان از بدنهامان بدر بردی ؟! و نیز تو را با اساطیر عشق چه پیوندی بود که عاشقانه و عارفانه با گذشت 18 روز از مرگ پدر تو نیز به او پیوستی ؟! هنوز یاد گرمای بدنت گونه های حقیرم را گلگون می سازد مادر ! هنوز مثل روز های خوب کودکیم ، یاد لالاییهای زیبایت مرا به خواب می برد و هنوز تو را در خانه زیبایت که آن را پر از اقاقی و مریم و نرگس و یاس کرده ای حس می کنم و باورم نمی شود به جاودانه ها پیوستی و تو دیگر از من و ما استقبال نمی کنی و برای سفرهامان بدرقه مان نمی نمایی ! کمرمان خمید و جانمان از تن رهید سر بر سینه سنگینی می کند و جان در تن . با این همه رب لایزال و نستوه چه حکمتی را در این مرگ غیر منتظره قرار داد که من از فهم آن عاجزم و هزاران چه و چراها و اما و اگرهای دیگر که منتظرم تا مرا نیز به خاطره ها بسپارند تا پاسخ چراهایم را بگیرم ! با رفتنت ای عزیز جان :
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
روز وفات : شنبه ۳۱مرداد برابر با اول ماه مبارک رمضان برابر با ۲۲آگوست ۲۰۰۹ ساعت ۱۳.۱۰
تقدیر و تشکر :
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق !
از ابراز همدردی همکاران و دوستان گرامی و دانش آموزان عزیزم بسیار سپاسگزارم به واقع که همدردی شما عزیزان موجب تسلای خاطر اینجانب گردید و مرهمی بر این زخم التیام ناپذیر بود در این شبهای پربرکت قدر برای همه عزیزان آرزوی بهروزی و سعادت و عاقبت بخیری دارم .
التماس دعا