تبليغاتX

آموزش زبان عربی
اسامی استفهام یازده تاست که عبارتند از :

مَن =چه کسی ؟ ما چه چیزی  ؟ من ذا=چه کسی  ؟ماذا=چه چیزی؟ متی=چه موقع ؟ أیـّّانَ=چه موقع؟برای سوال از آینده است  ؟أین=کجا؟ کیف=چگونه ؟ أنـّی=چگونه و چه موقع و کجا  ؟کم=چقدر ؟ أی ّ=کدام ؟

 برای تعیین نقش اسمهای استفهام به جمله سوالی جواب می دهیم کلمه ای که به عنوان جواب کلمه استفهام قرار می گیرد همان نقش اسم استفهام در سوال است به مثالهای زیر توجه کنید :

من جاء؟ احمد جاء در این مثال نقش من مبتدا و محلا مرفوع است .

مَن رأیتَ ؟ رأیتُ مریمَ . نقش من در جمله استفهامی مفعول به و محلا منصوب است .

مَن هو ؟ هو علی ٌ . نقش من خبر مقدم   و محلاً مرفوع است .

الی من سلّمتَ ؟ سلّمتُ الی مریمَ . نقش من ،مجرور به حرف جر است

بعد ازما و ماذا اگر فعل بیاید و آن فعل لازم باشد ما و ماذا نقش فاعل می گیرد و اگر متعدی باشد ما و ماذا نقش مفعول به دارد مثال :

ماذا تصنعونَ ؟ نصنعُ سفینةً نقش ماذا مفعول به و محلاً مرفوع است .

ماذا سقط ؟  سقط الفنجانُ در اینجا نقش ماذا فاعل ومحلا مرفوع است .

واگر اسم بیاید نقش ما خبر مقدم است : ما تلک ؟هی عصای. نقش ما خبر مقدم و محلا مرفوع است

درباره اعراب کیف هم بحث مفصل است و اگر به بخش اعراب  در قسمت موضوعات مطالب در حاشیه سمت چپ دقت کنید می توانید آن را با عنوان اعراب کیف بیابید بنابر این به ذکر چند مورد بسنده می کنم :

کیف َحالُک ؟ حالی جیّدٌ . نقش کیف خبر مقدم و محلاً مرفوع است .

کیف َ خرج َ علیّ ٌ الی السوق ؟ خرجَ عاجلا ً . نقش کیف حال مفرد و منصوب است .

أین َ اگر بعد از حروف جر نیاید همیشه در جوابش مفعول فیه قرار می گیرد و نقش مفعول فیه دارد .

الی أین َ سافرتِ ؟ سافرتُ الی ایرانَ . نقش أین مجرور به جار است

أین َ جلسنا ؟ جلسنا حول َ الشجرة ِ . نقش أین مفعول فیه است .

متی عدتَ (رجعتَ ) ؟ رجعتُ صباحاً نقش متی مفعول فیه و منصوب . 

لحظه اي با من باش
تا ابد در دل من مهماني

همش تو راهرو می بینمت که عجله داری پله ها رو بدو بدو دوتا یکی می کنی و با عجله چیزی از فروشگاه می گیری یه گاز بهش می زنی و دست دیگت جزوه و کتابه. تند تند می خونی و گاهی به سوال دوستت جوابی می دی و گاهی هم به حرکت بغلیت لبخندی می زنی بعد با سرعتی سریعتر از نور دوباره از پله ها به کلاس بر می گردی ااا نخوری زمین ! این همه عجله برا چیه ؟ با یه بر نامه ریزی خوب می تونی بدون عجله و دست پاچگی کلی کار انجام بدی و تو مدرسه با دوستات خوش با شی آروم بری بیای و کلی هم وقت اضافی داشته باشی . این دنیا با تو خیییلی کار داره همش کتاب و درس نیست کتاب و درس یه راهی برا بهتر زندگی کردنه یادت باشه راههای زیادی رو باید تجربه کنی و باید سالم و آروم و بدون عجله بری آخه همیشه جوونی و دو پای سالم و قلبی برای همیشه تپیدن نیست عجله رو حذفش کن و اروم به سمت آینده برو اون دور دورا منتظر حضور سبز و فعالت به عنوان یک شخص حقیقی و حقوقی درجامعه هستم .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

     فی هذه الایام ادرّس فی درس المکالمة خریطة العالم رایت مناسبا للمطلب الجدید عاصمة البلاد لأنّ تلمیذاتی العزیز فی قسم الثانویة  یقرأنَ کتاب (صدی الحیاة)للمکالمة و قسمةٌ من بحثنا عاصمة الدول و عملتهم .اُقدّم لحضراتکم هذه العواصمَ:

بابام جان نگو اومدم از این عربیا هیچی سر درنیاوردم این یعنی اینکه این پایین رو کلیک کن تا شهرهای جهان و پایتخت اونا رو از آدرسش  دانلود کنی :

اسماء البلاد و عاصمتها

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

مهموز فعلی است كه یكی از حروف اصلی آن "همزه" باشد.
همزه در ساختار كلمه دچار تغییراتی می شود به تغییرات همزه "تخفیف همزه" گفته می شود.
تخفیف همزه به دو شكل صورت میگیرد:سماعی(بی قاعده) كه با حذف همزه صورت می گیرد/قیاسی(باقاعده)كه با قلب همزه است.
تخفیف قیاسی همزه:
1-هرگاه دو همزه در كنار هم واقع شوند و اولی مفتوح و دومی ساكن باشد همزه ی دوم قلب به الف می شود و هر دو به صورت "آ" نوشته می شوند:اَأخذ=آخذَ
2-هرگاه دو همزه در كنار هم واقع شوند و اولی مكسور و دومی ساكن باشد همزه ی دوم قلب به "یا" می شود.إإمان=ایمان
3-هرگاه دو همزه در كنار هم واقع شوند و اولی مضموم و دومی ساكن باشد همزه ی دوم قلب به واو می شود.اُأتی =اوتی
تخفیف سماعی همزه:
1-در امر حاضر از "اكل"و "اخذ" همزه حذف می شود.امر:کُلْ و خُذْ.
2- در امر حاضر از "سال" و "امر" همزه حذف می شود و نیز می توان با حفظ همزه فعل را صرف كرد :سلْ و مُرْ.
3-در مضارع از فعل "رای"همزه حذف می شود.یَری . امرش : رَ .
4-در ماضی و مضارع باب افعال از فعل "رای" همزه حذف می شود.أری . یُری  اگر همين مضارع را مجزوم كنيم مجزوم به حذف حرف علة مي شود چون هم ناقص و هم مهموز است . 
رأي- يري- لم يرَ

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

  

در تعریف فعل ناقص می گوییم فعل ناقص  فعلی است که سومین حرف از سه حرف

 

اصلی آن حرف عله باشد مانند: هدی ، یرمی ، دعو ، یشکو.

 

در صرف  صیغه های ماضی  فعل نا قص باید ابتدا به عین الفعل آن توجه نمود اگر

 

 عین الفعل آن فتحه باشد مانند: رمَی ، دعَو ، شکَو  نوع اعلالی که بر فعل عارض 

 

می شود اعلال به حذف است آن هم در صیغه هایی که به واو جمع یا تاء تانیث اضافه

 

می شوند به عبارت روان تر یعنی در جمع مذکر غایب ، مفرد مونث غایب و مثنی

 

مونث غایب مثال :

 

رمَی ، رمَت ، رمیا ، رمتا ، رمَوا ، رمین

 

رمیتَ، رمیتِ، رمیتما ، رمیتما ، رمیتم ،  رمیتنّ

 

رمیتُ ، رمینا

 

 ولی اگر عین الفعل کسره داشته باشد مانند : رضِی ، قضِی ، اعلال به حذف فقط در

 

جمع مذکرایب صورت می گیرد و روی عین الفعل این صیغه  ضمه قرار می دهیم :

 

قضِی ، قضِیت ، قضیا ، قضیتا ، قضُوا ، قضین

 

قضِیتَ ، قضیتِ ؛ قضیتما ، قضیتما ، قضیتم ، قضیتنّ

 

قضیتُ ، قضینا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

  

اولین نکته ای که راجع به مضارع ناقص معتل باید به آن توجه نمود روش نوشتن اولین

 

صیغه فعل ناقص معتل در زمان مضارع است:

 

اگر فعل از ریشه دعو ، شکو ، سلو و امثال آن باشد یعنی لام الفعل آن واو باشد فعل

 

مضارع آن بر وزن یفعُــلُ می آید و می شود  یدعُوُ ، یشکُوُ ، یسلوُ که اعلال بر لام الفعل

 

 عارض می شود وساکن میگردد  یدعُــو ، یشکُــو ، یسلـُـو .

 

اگر فعل مانند رمَی ، هدَی باشد یعنی دومین حرف اصلی آن فتحه باشد مضارع آن بر

 

وزن یفعِــل می آید و میشود یرمِــي ، یهـــدِي .

 

اگر دومین حرف اصلی فعل کسره باشد مثل رضِی ، نسِی  مضارع آن بر وزن یفعَــل

 

می آید و می شود یرضَــی ، ینسَــی .

 

نکته : در اولین صیغه مضارع ناقص لام الفعلها ساکن می گردند .

 

صرف مضارع این افعال به اتفاق به یک صورت است و اعلال به حذف  فقط  در

 

 صیغه های جمع مذکر غایب ، مفرد مونث مخاطب و جمع مذکر مخاطب صورت می گیرد :

 

یرمي – ترمي – یرمیان – ترمیان – یرمون ( یرمیون )  _ یرمین

 

ترمي – ترمین ( ترمیین )  - ترمیان - ترمیان -  ترمون ( ترمیون )  – ترمین

 

أرمي – نرمي 

  

تذکر : فعلهای داخل پرانتز قبل از اعلال است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

سالها پیش که در دانشگاه تربیت مدرس مشغول جستجو برای موضوع پایان نامه بودم مصادف شد با درگذشت بانوی قرآن پژوه مصری خانم دکتر عایشه عبد الرحمان الحسینی معروف به بنت الشاطیء (دختر ساحل)، مطالعه زمینه های فکری و اندیشه ایشان برایم آشکار ساخت که بنت الشاطیء یک بانوی مسلمان بی نظیر در عرصه های مختلف علمی، اجتماعی، سیاسی و ادبی است که وجه تفسیرگری قرآن در موردشان قابل توجه می باشد، بنابراین موضوع پایان نامه ام را بررسی افکار و اندیشه ها ایشان انتخاب کردم چرا که احساس می کنم ما به شناخت و معرفی بیشتر بانوان اسلام شناس و محقق، بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم.

       چند روز پیش مصادف با شهادت امام جعفر صادق(ع) بانوی قرآن پژوه، مترجم و شاعر معاصر؛ دکتر صفارزاده بعد از عمری تلاش و مجاهدت علمی  دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت .

                               از شمار دو چشم یک تن کم            وز شمار خرد هزاران بیش

    این استاد نمونه پس از انتشار ترجمه قران کریم، به افتخار خادم القران نایل آمد و در سال 2005 برترین زن مسلمان جهان اسلام لقب گرفت. ایشان در عالم نقد ادبی و ترجمه از ممتازان زمان خود و به واقع استاد نقد عملی ترجمه بود. ترجمه فارسی قرآن حکیم و نهج البلاغه(ناتمام) ، 12 مجموعه شعر ، تالیف ، ترجمه و ویراستاری کتب متعدد یادگارهای او برای ماست.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   | 

 مضارع اجوف وامر آن

برای نوشتن مضارع فعل اجوف ابتدا باید مشخص شود که بر وزن یفعِلُ مضارع  می شود یا یفعَل ُ یا یفعُل ُ .

قاعده کلی این است که اگر اصل فعل اجوف یعنی قبل از اعلال آن یایی بود ؛ مضارع بر وزن یفعِل ُ نوشته شود زیرا حرکت متناسب با حرف یا کسره است مثل سیَرَ = یسیرُ    صیرَ =یصیرُ     بیَع = یبیعُ

اما اگر اصل حرف عله واو بود مضارع بر وزن یفعُلُ نوشته می شود مثل قول = یقول ُ عود = یعود ُ عوذ = یعوذُ .

اما فعلی نداریم که اصل حرف عله آن الف باشد زیرا الف در اصل واو یا یا بوده است که به الف تبدیل شده است  مثل قول = قال . بیع = باع ، اما نحویون گرامی وزن یَفعَــلُ را نیز بی نصیب نگذاشته اند و یکسری فعلها را بر این وزن مضارع کرده اند از آن جمله اند :

فعلهای خاف ؛ نام و نال بر وزن یفعَل ُ مضارع می شوند با اینکه اصل حرف عله در آنها اینچنین بوده است : خوَف. نوَم . نیَل َ .

در مضارع اجوف صیغه های جمع مونث اعلال به حذف حرف عله دارند یعنی از چهارده صیغه فقط دوصیغه آنها حرف عله حذف می شود :

صرف مضارع  فعلهای اجوف :

یعودُ . یعودانِ .یعودون َ. تعودُ .تعودانِ . یعُدن َ .

تعودُ. تعودانِ . تعودونَ . تعودین ُ . تعودان ِ . تعُدن َ .

 امر : عُد . عودا . عودوا . عودی . عودا . عُدن

أعودُ . نعود ُ

 یکون ُ . یکونان ِ . یکونون َ .تکون ُ .تکونانِ .یکُـنّ

تکون ُ . تکونانِ . تکونونَ . تکونینَ . تکونانِ . تکُـنّ .

امر : کُن . کونا . کونوا . کونی . کونا . کُنّ .

أکون ُ . نکون ُ .

راح : یروحُ ( می رود ) . یروحان ِ . یروحون َ . تروح ُ . تروحان ِ . یرُحن َ .

تروحُ . تروحان ِ . تروحون َ . تروحین َ . تروحان ِ . ترُحنَ .

امر: رُح . روحا . روحوا . روحی . روحا . رُحنَ .

أروحُ . نروح ُ .

یصیر ُ . یصیران ِ . یصیرون َ . تصیر ُ . تصیران ِ . یصِرن َ .

تصیرُ . تصیران ِ . تصیرون َ . تصیرین َ . تصیران ِ . تصِرن  .

امر : صِر . صیرا. صیروا . صیری. صیرا . صِرنَ .

أصیر ُ . نصیرُ . ( سار و باع هم اینطور صرف می شوند )

اما :

ینال ُ . ینالان ِ. ینالون َ . تنالُ . تنالان ِ . ینـَـَلن َ .

تنال ُ . تنالان ِ . تنالون َ . تنالین َ . تنالان ِ . تنـَـلن َ.

امر: نَل . نالا . نالوا .نالی . نالا . نَلن َ .

أنال ُ . ننال ُ .( خاف و نام هم مثل ینال ُ مضارع و امرمی شوند ).

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط ملکی   |