هر معلمی دوست داره بعد از چند ماه کار و تلاش حداقل سوالاتش رو اونطور که کار کرده طرح بکند اما این مساله در برخی مدارس شکل دیگری به خود می گیرد و بنا به سلیقه مدیر مدرسه افراد دیگری هم که از کم و کیف کلاس آگاه نیستند حق اعمال نظر در سوالات را پیدا می کنند مثلا نمونه آن سوالات زیر است که برای یکی از مدارس طرح شده بود اما با نظر سر گروه که در مدرسه تدریس هم ندارد شاکله سوالات تغییر کرد . در زیر سوالات قبل از تغییر را خدمت شما می آورم اما این سوال باقی است که اگر طراحی به این صورت سوالات معنا بخش و استاندارد است پس تدریس و زحمت یک معلم در طول یک ترم و نحوه آموزش او در این گونه مدارس چه معنایی می یابد ؟
1 -تر جم العباراتِ الی الفارسیة و العربیة (3)
الف – خدایا در قلبم نور و فهم وعلم قرار بده .
ب- إنّنا نأبی أن نأکل من أموالکم شیئآً الا بدفع الثمن .
ج- إنّها لو کنتَ أخذتَها علی غیر أمانةٍ لقطعتُ یدک علی سرقةٍ .
د- خطر ناکترین بیماریها جهل است و دوای ان مرکّب و قلم است .
ه- ولکنّ الخیرَ أن یکثرَ علمُک و أن یعظم حلمُک و أن تباهی الناسَ بعبادة ربّک .
و- کأنّ هناک جُسیماً مجهولاً آخرَ یحمل شحنةً تخالفُ شحنةَ الإلکترون .
2- عین الأدقّ و الأصحّ فی ترجمة هذه الجملة : ( 5/.)
( مادر صبورم را که از بیماریش شفا نیافته است به بیمارستانی نزدیک خانه مان بردم ) :
الف : حملتُ امّی الصبور التی لمّا تشفَ مِــن المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا .
ب- حملتُ امی الصبورة التی لم تشفَ من المرض الی المستشفی قرب بیتنا .
ج- حملت ُ امی الصبورة الذی لما تشف َ من المرض الی مستشفیً قرب منزلنا .
د- حملتُ امی الصبور التی لما تشفی من المرض الی مستشفیً قرب َ منزلنا .
2- المفردات (5/1)
الف- هسته:
ب- التبجیل:
ج- نال غایته :
د- المعدّات :
ه-مردان درس ناخوانده:
و- مترادف غضَبَ :
4- إقرأ النصّ التالی ثمّ أجب عن الأسئلةِ(5/1)
کانت الخنساءُ إمرأة ذات شجاعةٍ و فروسیّةٍ و صاحبة بیانٍ فصیح ٍ . اولادها الأربعة کانوا أسوة الفروسیّة و السیادة . شجّعت الخنساءُ اولادَها للحرب مع الکفّار و أبناؤها قُتِلوا واحداً فواحداً فی المعرکة . و حین اُستُشهِد ابناؤها الأربعة أشفق علیها کلّ مَن کان یعرفها و یقولون : کیفَ ستواجه نبأ استشهادِ اولادها و هم یعلمون أنّ ما سیکون هو أعظمُ و کان رأیها أنّ الشهادة شرفٌ من جانب الله و بلاءٌ لکی یعلم َ ایّنا أحسن ُعملاً . مِن کثرة بکاءها علی أمواتها عُرِفت ببکّاءة العرب .
الف- ما هوالصحیح عن ( بکّاءة ):
1- اسم التفضیل 2- اسم المبالغه 3- صفة المشبهة 4- جامد
ب- ما هی المجهول من ( یقولون ) ؟
ج- عین الصحیح َ :
1- ذهب اولادُها الثلاثة الی الحرب
2- شوّقت الخنساءُ اولادها للذهاب الی ساحة القتال
3- اشتهرت الخنساءُ بضحّاکة العرب
4- هی کانت تعتقد أنّ الحرب سبب قوام الدوَل
د- لماذا نتحمّل المصاعبَ و المشاکل َ فی حیاتنا ؟ ( إستعن من النص )
5-صحّح الأخطاء فی الترجمة :( 75/.)
الف- قبـّـــله الأبُ و أخذ بیده و أجلسه عنده . پدر او را بوسید و به دستش گرفت و نزدش نشست
ب- تظهر ظاهرةُ قوس قُزح مع ألوانها الجمیلة ِ فی الأیام الماطرة . ظاهر قوس قزح با رنگهای زیبایش در روزهای آفتابی ظاهر می شود .
ج- کلّــم موسی تکلیماً . با موسی سخن گفت سخن گفتنی .
6-انتخب الترجمة الصحیحةَ (25/.)
- اعمل عمل َ من یعلم أنّ الله مُجازیه بــإ سائته و إحسانه :
1- عمل کن همچون کسی که یقین دارد خداوند به خوبی و بدی او پاداش می دهد .
2- عمل کسی را انجام ده که یقین دارد خداوند به خوبی و بدیش پاداش دهنده است .
7- أکمل ترجمة هذه الجمل :(1)
أفراد الأسرة مشهورون بصدقِ الکلام و الإجتهاد و المثابرة فی الأعمال .
افراد خانواده به درستگویی و تلاش و............ مشهور هستند.
إلهی إن کنتُ غیرَ مستأهلٍ لرحمتک فأنت أهلٌ أن تجودَ علیّ بفضلِ سعتک:
خدایا اگر من برای رحمتت ......... پس تو ......... که بر من به ........ ببخشایی .
8- أکمل الفراغ علی حسب الترجمة : ( 5/1)
.....لزمیلتی : أراکِ ......، ......: أنا آمنتُ بالله ......، فإنّ المکارهَ .......؛ لقسمٍ منه .......
به همکلاسی خود گفتم : تو را خوشحال می بینم ، گفت: من قطعاً به خدا ایمان آورده ام ، همانا ناگواریها دو قسمت هستند ؛ برای یک قسمت آن هیچ چاره ای نیست .
9-عین المفعول المطلق و المفعول فیه و المفعول له فی هذه العبارات :(25/1)
نحن تقدّمنا مدی العصور نحو الرشد و الکمال . عفواً حبیبی . هو حیّــاهم تحیّة ً طیبةً . یسجدُ بنو آدم شکراً لنعمائه .
10- عیّن إعراب َ ما أشیر الیه : ( وضّح جوابک فی جملة ٍ) ( 75/.)
قال الله تعالی . أعطنی بمسألتی إیاک جمیع َ خیر الدنیا فأنّه غیرُ منقوصٍ ما أعطیت .
11-أکمل الفراغ بما یناسب :( 5/3)
الف- نحن ..... ( فعل ماضٍ مِـــن فاز ) .
ب- ........ الی سبیل ربکَ .( فعلُ أمرٍ مِــن دعا )
ج- قلنا لا ....... إنّک آنت الأعلی .( مضارع مِــن خاف ) .
د- هم ....... بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیرا .( مضارع من وفی ).
ه- ............ الألبسة ُ ( باع ).
و- أنتِ ....... وعداً حسناً 0 ( مضارع مِــن وعدَ ).
12-شکّــل ما أشیر إلیها (25/1)
ذهب الرسول الأکرم بین أصحابه مادح مدح جمیلاً الخنساء . لکم فیها فواکه کثیرة .
13-عیّن الافعال و نوعها ( خاصة نوع المعتل ) (5/1)
الف – ق ِ نفسک مِــن الأذی .
ب- إنهَ عن المنکر .
ج- قولوا قولاً سدیداً .
د- ترثُ الطفلةُ مِــن أمّها.
ه- کلوا هنیئاً بما صبرتم.
و- وإلیک یا ربّ مددتُ یدی .
14- ما هو الصحیح عن الإعراب و التحلیل الصرفی :(25/.)
توقّف قرب َ شجرة لیستریحَ قلیلاً .
الف- قرب : اسم ٌ مذکرٌ مشتقٌ جامد / مفعول به
ب- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ مشتقٌ اسم مبالغة / مفعول به
ج- قلیلاً : اسمٌ مذکرٌ صفة مشبهة / صفة نائبة مناب المفعول المطلق
د- یستریح : فعلٌ مضارعٌ معتل مثال منصوب ٌ مزید ٌ / فعل و فاعله هو المستتر
15-ما هو الصحیح لتشکیل هذه الجملة : (25/. )
أشرقت علی شبه الجزیرة أشعة شمس جدیدة .
الف_ أشرقتُ – شبهِ – اشعةِ ب- الجزیرةِ – أشعة ُ _ شمس ٍ
ج- أشرقت- الجزیرة ِ- أشعة َ د- أشرقت – شبه ِ – شمساً
16- الإعراب و التحلیلُ الصرفی :( 25/1)
إتّحدَ الأمة ُ إتّحاداً لا انفصامَ له .
أرجو لکنّ التوفیق و النجاح
لحظه ای با من باش
تا ابد در دل من مهماني
احبک
حتی حدود السذاجه
حتی حدود الغباء
...لم يا قوم تريدون ببغي و فساد ای قوم چرا فساد و تجاوز را می خواهید ؟
لم تسعون بقتلي بلجاج و عناد چرا با لجاج و سرکشی در کشتن من سعی می کنید
ليس والله سوانا خلف بعد النبي به خدا سوگند جانشینی بعد از پیامبر غیر از ما نیست
فرض الله علي طاعتنا کل عباد خداوند اطاعت ازما را برهمه بندگان واجب کرده است
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين من حسین مظلوم و حسین محروم هستم
من له جد کجدي في الوري ؟ دربین مردمان جد و پدرچه کسی مثل جد و پدرمن است
او کشيخي فانا ابن العلمين یا مانند پیر من کیست ؟ من پسر دو انسان معروفم
فاطم الزهرا امي ، و ابي فاطمه زهرا (س) مادرم و پدرم
قاصم الکفر ببدر و حنين در هم شکننده کفر در بدر و حنین است
عبدالله غلاما يافعا پدرم از هنگامی که جوانی بود خدا را عبادت می نمود
و قريش يعبدون الوثنين در حالیکه قریش بتها را عبادت می کردند
يعبدون اللات و العزي معا دو بت با نامهای لات و عزی را عبادت می کردند
و علي کان صل القبلتين و علی (ع) به دو قبله نماز خوانده است .
و ابي شمس امي قمر و پدرم خورشید و مادرم ماه است
فانا الکوکب و ابن القمرين و من ستاره و پسر ماه و خورشیدم ( قمرین یعنی هم ماه و هم خورشید
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
چيست تقصير من اي قوم که امروز جهاني
شده آماده به قتلم همه با تيغ و سناني
در شما نيست ز اسلام نه نامي و نشاني
انا عطشان و قد احرق نطقي و لساني من تشنه ام در حالیکه سخنم و زبانم سوخته است
انا ظمئان و قد احرق قلبي و فوادي من تشنه لبم در حالیکه قلب و دلم سوخته است
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
زير خنجر شه لب تشنه حسين گفت:
تو اي شمر ستمکار!
تو اي ملحد مکار!
تو اي کافر غدار!
اگر من نشناسي، بگويم که شناسي
حسينم، ضياء القمرينم، قتيل الودجینم حسینم ، روشنایی بخش ماه و خورشید منم ، کشته سر بریده ام
امام الحرمينم... انا الفضه وابن الذهبينم... امام دو حرم منم . من نقره و زاده طلایم
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
منم شهپر کبري، منم آيه تقدير
منم نخله طوبی ، منم زاده زهرا
منم عرش و منم فرش
منم کرسي و لوح و قلم و باعث ايجاد دو عالم...
انا مظلوم حسين، انا محروم حسين
این حروف به سه دسته تقسیم می شوند
1- حروفی که دو کلمه عطف شده را تحت حکمی واحد در می آورند منظور از حکم واحد این است که هر دو طرف در آن حکم شرکت دارند مثلاً جاء علی و فاطمة . علی و فاطمه آمدند ( با هم ) .( و - فَ - ثم ّ ) از این حروفند .
نکته : واو برای جمع بین دو متعاطف در یک زمان و با هم است .
فَ : معنای ترتیب و تعقیب دارد مثال: علی آمد سپس فاطمه ( بلافاصله ) پشت سرش آمد
ثمّ : ترتیب با فاصله زمانی زیاد یا کم را می رساند مثال : نزل القوم ُ ثمّ ارتحلوا . قوم آمدند سپس کوچ کردند ( توقف بین نزول و کوچ می تواند کم یا زیاد بوده باشد مهم این است که ابتدا فرود آمدند و سپس کوچ کردند )
2- حروف دسته دوم ( بل- لکن – لا ) حکم را به یکی از دو کلمه عطف شده می دهد و دقیقاً آن کلمه را معلوم می سازد مثلاً : ما جاء علیٌ بل محمد ٌ . در این مثال حکم به آمدن محمد شده نه علی ویا این مثال : أنا معلم لا طبیب . من معلمم نه پزشک حکم به معلم نسبت داده شده نه پزشک .
3- ( أم و أو ) حکم را به یکی از طرفین نسبت می دهد با این تفاوت که طرفی که حکم به او نسبت داده شده مبهم است ومثل مورد دوم مشخص و معین نیست . مثال:أفی الدار أخی أم فی المدرسة ؟ برادرم در خانه است یا در مدرسه ؟ جالس العلماء أو الزهادَ . با علما یا با پرهیزگاران همنشینی کن
نکته : اگر در ابتدای جمله همزه تسویه یا استفهام بود از أم استفاده می کنیم نه أو : سواءٌ علیهم أأنذرتهم أم لا تنذرهم ( همزه تسویه است : یکسان است برای آنها که هشدارشان بدهی یا ندهی)
أضربتَ زیداً أم عمراً . زید را زدی یا عمر را ؟ ( این همزه استفهام است ).
اهنی عید الغدیر للشیعیان فی کل العالم خاصه تلامیذتی و ارجو ان تکون ایام الامتحانات لهن سهله و دون قلق .
