عید الاضحی من اهم اعیاد مسلمی العالم و هذا الیوم واقع فی الیوم العاشر من شهر ذی الحجه و الحجاج یطوفون فی مثل هذا الیوم حول الکعبه و یذبحون الخروف و یتوبون لذنوبهم .اهنی هذا العید للمسلمین و المسلمات و حجاج بیت الله الحرام و نرید ان یرزقنا الله حج بیته فی هذا الیوم و فی کل عامنا .
جاء رجلٌ عند هارون ِ الرشید و ادّعی أنّه یعلم علم َ الفلک . کان بهلول ُ حاضراً فی ذلک
المجلس و کان جالساً عند المنجّم . سأل منه بهلول : هل تقدر أن تقولَ مَن جلس فی
مجاورتک ؟ ( مَن جارُک ؟ ) .
قال الرجلُ: لا، لا أدری . قال بهلولُ : إذا أنت لا تعرفُ جارَک ، کیف تخبرُ مــِن أنجم
(نجوم ) السماء؟ تعجّب الرجل ُ من کلام ِ بهلول و ترک المجلس َ و ذهب .
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.
کان قد وقف رجلٌ جنب اللا سبیل
ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.
رأی الشیطانَ الذی یمرّّ مع اطنابٍ مختلفةٍ
کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟
تجسّس و سأل منه : ما هذه الأطناب ؟
جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
أجاب الإبلیسُ : لأسرِ مولود آدم .
طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ،
الأطنابُ الرقیقة للنفوس الضعیفة .
طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.
ألأطنابُ المحکمة ُ و الغلیظة لاولئک الذین یوسوسون متأخرین.
سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:
ثمّ أخرج الأطنابَ المقطّعة َ من کیسٍ و قال :
اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.
مرد گفت طناب من کدام است ؟
قال الرجلُ : ایّهم طنابی ؟
ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو
را به حساب دیگران می گذارم
قال الإبلیسُ : إن ساعدنی فی اتصال حبا لِ المقطّعة أجعلُ ذنبک فی حساب الآخرین .
مرد قبول کرد .
قبل الرجلُ
ابلیس خنده کنان گفت :
قال الإبلیسُ ضاحکاً :
عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!
واعجبا ، تمکن إسارةُ نفوسٍ مثلک مع هذه الأطنابِ المقطّعة .
با سلا م خدمت بازدید کنندگان عزیز
پستی رو که با عنوان مامان جونم ملاحظه می فرمایید از شاهکارهای جدید دختر پنج
ساله ام است که با اطلاع کمی که از ثبت پست دارد مطلبی را که بنده برای وبلاگ
ایشان تهیه نموده بودم قرار بوده که در وبلاگ خودش به ثبت برساند که اتفاقی در
وبلاگ اینجانب هم ثبت نموده است واقعا از کیفیت این کار او اطلاعی ندارم و خودش
هم قادر به توضیح ان نیست جالب این است که در مدیریت مطالب قبلی وب چنین
پستی را ندیدم تا آن را حذف کنم چگونه این کودک یک پست را در دو وبلاگ
ثبت نموده وبین این دو وبلاگ رابطه برقرار نموده ُ نمی دانم ؟ از شما عذر خواهی
می کنم و اگر طریقه حذف ان را می دانید حتما در قسمت نظرات بفرمایید ادرس
وبلاگ دخترم با عنوان نرگس کوچولو در پیوند ها است .
صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب اینجا نشسته
سراینده توانا ی این شعر را می شناسید سه شنبه ای که گذشت ؛ ششم آذر ماه دسته گلهای مدرسه ما چشم به راه ایشان بودند و ساعتها خیره به در مانده بودند که ایشان الا ن تشریف می آورند ناباورانه با گذشت هفت ساعت از لحظه موعود یاقوت فام ها نومید شدند و به تصنیع و بازی با اشعار این شاعر بزرگ پرداختند و شاید با این کار عطش کام منتظر را کمی فرو نشاندند. نیامدن ایشان نیز خود معمایی است ؟؟؟؟؟؟؟؟ امید است که گلهای زیبای سرزمینمان ، این استعدادهای درخشان میهن اسلامی از این واقعه بیاموزند که گاهی اگر چشم انتظارمان بودند به کلامی یا سلامی یا نشانی بنوازیم منتظران را :
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده باز گردد یا برآید ؟ چیست فرمان شما ؟
امروز می خوام یه شعر قشنگ بخونم امیدوارم خوشتون بیاد البته
بعدا برا باباییم هم می خونم :
مامان جونم
مامان زیبا
دوست دارم قد یه دنیا
تو بهتر از ستاره هایی
برای من یه اربهایی ( ارمغانی )
می خوام برات از آسمونا
هدیه کنم ستاره ها رو
بهشت من تویی تو مادر
زهر کس برام عزیز تر عزیز تر عزیزتر
