تبليغاتX

آموزش زبان عربی

 

سلام به شما بزرگواران

  حلول ماه پر فیض و بر کت رمضان را خدمت شما سروران عزیز تبریک عرض می کنم و از خداوند  مسالت می دارم که تو فیق بندگی خالصانه در این ماه را نصیبمان گرداند .

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم     طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم

بولای تو که گر بنده خویشم خوانی         از سر خواجگی کون و مکان بر خیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی         پیشتر زانکه چو ابری زمیان برخیزم

 

در این پست یکی از اشعار جبریل مندل خان و  ترجمه این شعر را خدمتتان تقدیم میکنم  گر چه ترجمه شعر کاری است بس دشوار؛ زیرا احوال شاعر حین سرودن شعر خاص خود ایشان است و بس ، ولی بنده حقیر سعی نموده ام در حد بضاعت اندکم  حق مطلب را ادا کنم :

 

خوف و شک

 

حینما ابتعدُ منک

أصبح ضحیة العدید مــِن المخاوف

أحسّ بالقلق یضطهدنی و یهکنی ، یا حبیبی ،

کالطفل الذی فقد اُمه و فی ظلام حالک ،

لو ینتهی حبک ...، حتی  وإن اتیتک بأقصی

محدودیة الطبع البشری الذی أنا علیه ؛ و لو فی النهایة

تتخلی عنــّی ...أبداً لا یمکن

أن أصبر علی فقدانک ، کلــّا و حیاتی

فی کل لحظةٍ لا خالق لها غیرک ؟

لماذا یا إله ، لماذا تتخلی عنی

فی الحیرة الظلماء؟

  

خوف و شک : ترس و تردید

 وقتی از تو دور می شوم

قربانی ترسها ی بسیاری می شوم

نگرانی مرا رنج می دهد و پریشانم می کند  ای محبوب من ،

مثل کود کی که مادرش را گم کرده است و در تاریکی مطلق است .

اگر عشقت پایان پذیرد ...، حتی اگر تو را به دورترین مرزهای بشریت ببرم که هم اکنون من در آن بسر می برم ؛ وحتی اگر مرا در نهایت  

تنها بگذاری ... هرگز ممکن نیست

که در نبودنت صبور باشم ، حاشا و  سوگند به زندگانیم

در هر لحظه برای من خالقی غیر از تو نیست؟

چرا ای خدا ، چرا در حیرت تاریک مرا تنها می گذاری ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت   توسط ملکی   | 

«نواسخ» جمع «ناسخ» است‏به معناى زايل كننده. در علم نحو «نواسخ» به فعل‏ها يا حروفى گفته مى‏شود كه بر مبتدا و خبر داخل شده و آن‏ها را تحت تصرّف خود در مى‏آورند.نواسخ دو نوع‏اند: فعلى و حرفى و جمعاً شش قسم مى‏شوند.فعلى عبارت‏اند از: افعالِ ناقصه، مقاربه و قلوب. حرفى عبارت‏اند از: حروف مشبّهةٌ بالفعل، «ما» و «لا»ى مشبّهةٌ به ليس و «لا»ى نفى جنس.

افعال ناقصه     معانى افعال ناقصه       سه تذكّر   معانى تامّه      «بَرِحَ» و «اِنْفَكَّ»:

خصوصيّات كانَ      الف: زايد بودن        ب: حذف نون       ج - حذف كانَ   

 ناقصه متصرف و غیر متصرف         تذکر 

1- افعال ناقصه

اين افعال بر مبتدا و خبر داخل شده، مبتدا را به عنوان اسمِ خود، مرفوع و خبر

 را به‏عنوان خبرِ خود، منصوب مى‏سازند وآن‏ها بسيارند ولى سيزده فعل ذيل

مشهورتر است:

«كانَ، صارَ، لَيْسَ، اَصْبَحَ، اَضْحى‏، ظَلَّ، باتَ، اَمْسى‏، مازالَ، مابَرَحَ، مَاانْفَكَّ،

مافَتَئَ، مادامَ».

افعال ناقصه برخلاف افعال ديگر است، زيرا هر فعلى با آمدن فاعلش كامل

مى‏شود، به اين معنا كه نسبت به فاعل مسند مى‏باشد و با وجود آن، كلامِ تامّ،

 ايجاد مى‏شود. ولى افعال ناقصه چنين نيستند، زيرا با اسمِ بعد از خود كامل

نشده، و به وسيله خبر، كامل مى‏شوندمثل «كانَ زَيْدٌ عالِماً» و به همين دليل به

اين افعال، ناقصه گفته‏اند. 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت   توسط ملکی   | 

 

 این شعر و شعر پست قبلی از شاعری با نام جبریل مندل خان می باشد کهدرآینده به معرفی

 

ایشان  خواهم پرداخت :

 

 

و لعل کل شیء ظل و لا أکثر

شاید همه چیز سایه ای بیش نباشد

 

سالتُ نفسی عن مقصد العالم

از خودم مقصد جهان را پرسیدم

 

و أی معنی لحیاتی فیه ؟

واینکه زندگی من چه معنایی دارد .

 

شیخ صوفی عابر

شیخ صوفی رهگذر

 

توقف برهة ً

لحظه ای ایستاد

 

ثم القی بظله علی الحائط

سپس سایه اش را روی حیاط( دیوار) انداخت

 

ذلک الظل هو جوابی .

آن سایه همان جواب من بود .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت   توسط ملکی   |